خرید بک لینک
زمونه ازم پرسید کیو بیشتر از همه دوست داری
من راجع به تو چیزی نگفتم
اخه رسم زمونه است هر کیو بیشتر دوست داری زود ازت میگیره

برچسب: زندگی,زندگی زیباست,زندگی خصوصی, نویسنده: لیلا پورعلی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 10:25

دوستم !
پيراهنم را بزن بالا !
کمرم را ديدي ؟
نترس چيزي نيست... !
اينها فقط جاي خنجرند ، من نفهميدم در رفاقت چه شد !
“ تو مواظب باش ”

برچسب: نامردی,نامردی دوست,نامردی در رفاقت, نویسنده: لیلا پورعلی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 10:25

از سر نوشت پرسیدم :با انانکه مارا بازی گرفتن چه کنم؟

انگشت بر لبانم گذاشت و گفت: بسپارش به ما که هیچ احدی از سر نوشت خویش

خبر ندارد.......!!

برچسب: سرنوشت یک مبارز,سرنوشت هواپیمای مالزی,سرنوشت هواپیمای گمشده مالزی, نویسنده: لیلا پورعلی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 10:25

ایکاش تو دنیا چیزی به اسمه بی معرفتیو خیانت وجود نداشت....


همین....

برچسب: ای کاش,ای کاش که جای آرمیدن بودی,ای کاش با تو میموندم, نویسنده: لیلا پورعلی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 10:25

Being in love is when she looks at you and says: I would like to be a caibal.
عاشق بودن زمانیه که اون بهت نگاه میکنه و میگه : دلم میخواست آدم خور باشم

برچسب: عشق,عشقم این روزا,عشق بازی, نویسنده: لیلا پورعلی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 10:24

دلم کـــــــــــمی خدا میخواد…
کمی سکـــــــــــوتxad…
کمی دل بریدن میخواد…
کمی اشک…کمی بهت…
کمی آغوش آسمانی
کمی دور شدن از این آدمها…!
کمی رسیدن به خدا…

برچسب: خدا,خداحافظ,خدایا, نویسنده: لیلا پورعلی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 10:24

سر راهت در انتظارم
برده هجرت صبر و قرارم
جز ظهورت ای گل زهرا
به خدا حاجتی ندارم

برچسب: مهدی بیا,مهدی بیا روزبهانی,مهدی بیات, نویسنده: لیلا پورعلی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 10:24

تبریک تبریک تبریک

ایام ربیع الول رو به تمامی عزیزان و دوستان گرامی و خوانواده هایشان تبریییییییکککککک

برچسب: تبریک تولد,تبریک ازدواج,تبریک سالگرد ازدواج, نویسنده: لیلا پورعلی تاريخ: جمعه 12 آذر 1395 ساعت: 10:24

ندیم(برس به زندگیت)اینم قشنگه واقعا...

برچسب: معرفی اهنگ شاد,معرفی آهنگ,معرفی آهنگ های جدید, نویسنده: لیلا پورعلی تاريخ: چهارشنبه 10 آذر 1395 ساعت: 10:55

امروز عصر که از بیمارستان اومدم تا الان تو اتاق بودم پام شکست میخواستم خود....کنم که ناکام موند حالا امروز وقت اذان که داشتم گریه میکردم مامانم اومده میگه تو نمیخوای بخوابی میگم چرا الان میخوابم گفت اره تو راست میگی ... بعد کمی مکث گفت امشب مهمون داریم شاید بیان بالا پیشت میخوای کمکت کنم لباساتو عوض کنی.... هرچی گفت کی نمیگفت ..تااینکه از دستم کلافه شد اسم اونو خانوادشو اورد گفت دارن میان برای عیادت ..برای اولین بار بود که مامان گریه کرد و رفت تو شک بودم نفهمیدم چیشد بالاخره بعد 1 ساعت اومدن همین 10 دقیقه پیش رفتن میدونین چیشد مامانش اومد بالا ولی خودمو ب خواب زدم اون اومد و مامانشو برد گفت پاشو مثل اینکه خوابیده قرص خورده گناه داره....مامانشو فرستاد ولی بعد چند لحظه دوباره در باز شد گفتم حتما مامانه ولی اخه چه زود ...بعدش حس کردم بوی اون تو اتاق کنار تختمه نشسته بود پیشم باورتون میشه .....

برچسب: نویسنده: لیلا پورعلی تاريخ: چهارشنبه 10 آذر 1395 ساعت: 10:55

داشت بامن حرف میزد...نمیدونم ولی اروم بود خیلی بیشتر از قبل خودشو سرزنش میکرد به خودش فهش میداد داشتم کنترلمو از دست میدادم و اشکم داشت درمی اومد که بلند شد سریع چشمامو باز کردم روشو صداش کردم منو که دید روشو برگردوند و هرچی دلش خواست بهم گفت ..گفت خیلی احمقم گفت من انتخاب اون نیستم و .....بعدشم رفت منو با این حرفاش تنها گذاشت نمیدونم بالاخره دوستم داره یانه اگر اره چرا....اگر نه پس .....

برچسب: ادامه,ادامه سریال گوزل,ادامه تحصیل در آمریکا, نویسنده: لیلا پورعلی تاريخ: چهارشنبه 10 آذر 1395 ساعت: 10:55

دگ برام مهم نیست ممنون دوستان الان بهترم قول میدم که فراموشش کنم .....حکمت زنده موندنم همینه که خودم با چشمام ببینم که اون به کجا میرسه ...

برچسب: نویسنده: لیلا پورعلی تاريخ: چهارشنبه 10 آذر 1395 ساعت: 10:54

ای امام الرئوف! همراه با کبوتران حرمت
محزون و گریان دل را به دور بارگاه تو پر مى دهیم
تا با زمزمه ملائک همراه شویم.

برچسب: تسلیت,تسلیت برای فوت,تسلیت به انگلیسی, نویسنده: لیلا پورعلی تاريخ: چهارشنبه 10 آذر 1395 ساعت: 10:54

خدایا...

مردمانت چه فکر میکنند که انقدر نامهربانند مگر نمیدانند که بازگشت همه به سوی تو ست مگر نمیداندد که شاید چند لحظه بعد دیگر زنده نباشند؟!

برچسب: یک روز دگر, نویسنده: لیلا پورعلی تاريخ: چهارشنبه 10 آذر 1395 ساعت: 10:54

دیگه واقعا خسته شدم نمیتونم دیگه تحملشو ندارم ایندفعه دومم که دارم iui انجام میدم دفعه اول کامل استراحت کردم ولی منفی شد ودوباره پریود شدم اگر ایندفعه هم منفی بشه دیگه این کارارو انجام نمیدم میشینم تو خونه و کارو زندگی خودمو میکنم میدونم درکش برام سخته و خیلی عجولم ولی خب من تحملم همینقدره دیگه خسته شدم خدااااااااااا تو این مدت که یه کم مهلت دارم تاروز ازمایش کمکم کن و دستمو بگیر تو این مدت یه علائمی دارم که مربوط به پری شدنمم هست ولی.......

برچسب: خسته شدم,خسته شدم از زندگی,خسته شدم سیاوش قمیشی, نویسنده: لیلا پورعلی تاريخ: شنبه 6 آذر 1395 ساعت: 15:19

این چیزایی که من مینویسم همش یه دلنوشتس مثل صحبتهام با خدا مشکلی هست اقا حمید رضا ..........

برچسب: نویسنده: لیلا پورعلی تاريخ: شنبه 6 آذر 1395 ساعت: 15:19

امروزم شروع شد خدایا به امید تو یا علی

برچسب: اخبار روزجدید,اهنگ روزجدید,خبرهای روزجدید, نویسنده: لیلا پورعلی تاريخ: شنبه 6 آذر 1395 ساعت: 15:19

به نام خالق زیبایی ها داستان ازیک بازی قایم باشک شروع شد . نفرات بازی به ترتیب دیوانگی،حسرت،نفرت،عشق،دروغ(دروغگو)والی اخر قرعه به اسم دیوانگی افتاد که باید چشم بگذارد و بقیه مخفی شوند هرکدام سریع مخفی شدند حسرت در بیابان رفت و دروغگو برخلاف حرفش به پشت کوه های بیابان رفت تا اینکه عشق مانده بود کجا رود دیوانگی داشت شمارشش تمام میشد که عشق درمیان باغ گل قرمز رفت دیوانگی برگشت اول نفرت بعد دروغگو ودر آخر حسرت را پیدا کرد ،عشق را پیدا نکرد حسادت حسودی کرد و به دیوانگی یک تکه چوب داد و گفت عشق آنجاست پیان گاها دیوانگی آن تکه چوب را گرفت و با فریاد گفت :عشق پیدایت کردم و چوب را پرتاب کرد که ناگهان صدای ناله ی عشق درآمد همه مات مانده بودن که عشق بلند شد ودیوانگی را در روبروی خود حس کرد دیوانگی عذر خواهی کرد و گفت نمیدانم چطوری از دلت در بیاورم و چطور کمکت کنم ولی عشق لبخندی زدو گفت اشکالی ندارد ولی از این به بعد باید تو چشمهای من باشی و کمکم کنی دیوانگی قبول کرد واین شد که عشق با دیوانگی کامل شد

برچسب: نویسنده: لیلا پورعلی تاريخ: شنبه 6 آذر 1395 ساعت: 15:19

صفحه بندی